پژوهش «The Motherhood Index» نشان می دهد نزدیک به ۴۰ درصد مادران شرکت کننده، افسردگی یا اضطراب پس از زایمان را تجربه کرده اند. تنهایی و کاهش ارتباط اجتماعی می تواند کنار آمدن با این مشکلات را برای مادران دشوارتر کند.

به گزارش ماهپار، به نقل از Women’s Agenda، کمبود خواب، تغییر هویت و مسئولیت مداوم مراقبت از نوزاد از چالش های هفته های نخست مادری هستند. بسیاری از زنان همزمان با این تغییرات، دوره هایی از افسردگی یا اضطراب پس از زایمان را نیز تجربه می کنند.

بر اساس The Motherhood Index، هفتاد و سه درصد مادران حداقل چند بار در ماه احساس تنهایی می کنند. این احساس انزوا ممکن است احتمال درخواست کمک و دریافت حمایت از دیگران را کاهش دهد.

ترس از ایجاد زحمت برای دیگران نیز می تواند مانع درخواست کمک شود. در نتیجه، مادر ممکن است با وجود نیاز به حمایت، مدت بیشتری مشکلات خود را به تنهایی تحمل کند.

فرانسیس بیلبائو، روانشناس بالینی و مدیر مرکز روانشناسی Mums Matter، می گوید تنهایی می تواند هم عامل مشکلات سلامت روان باشد و هم در نتیجه آنها ایجاد شود. این موضوع به ویژه در ماه های ابتدایی مادری اهمیت بیشتری پیدا می کند.

به گفته او، کمبود ارتباط معنادار در کنار بی خوابی و مسئولیت مداوم مراقبت از نوزاد می تواند اضطراب و خلق پایین را تشدید کند. این شرایط همچنین ممکن است احساس ناکافی بودن را در برخی مادران افزایش دهد.

یک مادر ممکن است افراد زیادی در اطراف خود داشته باشد و در گروه های مجازی نیز فعال باشد، اما همچنان احساس تنهایی کند. بیلبائو می گوید صحبت کردن درباره این احساس برای بسیاری از زنان دشوار است.

تصویر آرمانی از مادری به عنوان دوره ای کاملا شاد و اجتماعی نیز می تواند بیان این احساسات را سخت تر کند. برخی زنان ممکن است تنهایی را یک شکست شخصی یا اجتماعی تلقی کنند و از صحبت درباره آن خجالت بکشند.

Women’s Agenda به پژوهشی اشاره کرده که سلامت روان مادران را در سال های پس از تولد فرزند بررسی کرده است. براساس گزارش این رسانه، مشکلات سلامت روان می توانند مدت ها پس از ماه های نخست مادری نیز ادامه داشته باشند.

منبع همچنین به افزایش مشکلات افسردگی در چهار سال پس از زایمان اشاره می کند. این موضوع اهمیت توجه طولانی مدت به سلامت روان مادران را نشان می دهد.

بیلبائو معتقد است مادران نباید برای پیدا کردن یک گروه دوستی «کامل» تحت فشار قرار بگیرند. ایجاد ارتباط های کوچک، منظم و کم فشار می تواند زمینه شکل گیری روابط واقعی را فراهم کند.

شرکت هفتگی در گروه های والدین، برنامه های کتابخانه، گروه های پیاده روی یا فعالیت های محلی از جمله گزینه های پیشنهادی است. تکرار این دیدارها به مرور امکان ایجاد ارتباط عمیق تر را افزایش می دهد.

صحبت صادقانه درباره سختی ها نیز می تواند به نزدیک تر شدن مادران کمک کند. بیان اینکه تجربه مادری سخت تر یا تنهاتر از انتظار بوده، ممکن است به مادر دیگری نیز فرصت بیان تجربه مشابه بدهد.

اگر احساس تنهایی به شکل مداوم بر حال عمومی مادر تاثیر بگذارد، مراجعه به فرد مورد اعتماد یا متخصص سلامت اهمیت دارد. پزشک عمومی یا روانشناس می تواند براساس شرایط فردی، حمایت مناسب تری ارائه کند.

بیلبائو تاکید می کند حمایت اجتماعی و حمایت حرفه ای کاربردهای متفاوتی دارند. در بعضی شرایط، مادر ممکن است به هر دو نوع حمایت نیاز داشته باشد.

The Motherhood Index نشان می دهد برخی مادران به دلیل ترس از سربار بودن، برای درخواست یا حتی پذیرش کمک تردید می کنند. بیلبائو این احساس را می تواند نشانه تحمل فشار زیاد برای مدت طولانی بداند.

در یکی از نشست های مرتبط با این پژوهش، داستان مادری مطرح شد که با وجود خستگی شدید، از پذیرفتن کمک احساس بدی داشت. پیشنهاد کمک یک همسایه در نهایت به یک رابطه حمایتی دو ساله تبدیل شد.

بیلبائو توصیه می کند درخواست کمک تا حد ممکن مشخص باشد تا اطرافیان بدانند چه کاری می توانند انجام دهند. نگهداری کوتاه مدت از نوزاد، همراهی در پیاده روی یا تماس در روز بعد نمونه هایی از چنین درخواست هایی هستند.

نتایج پژوهش نشان می دهد ۷۶ درصد مادران، بیرون رفتن از خانه را برای مقابله با اضطراب یا افسردگی مفید دانسته اند. همچنین ۵۰ درصد گفته اند درمان یا مشاوره به آنها کمک کرده است.

حدود ۷۰ درصد مادران نیز تکیه بر خانواده و دوستان را مفید گزارش کرده اند. این یافته ها نقش ارتباط اجتماعی و دریافت حمایت را در تجربه مادری برجسته می کند.

بیلبائو تاکید می کند مادران نباید دریافت کمک را تا رسیدن به نقطه بحرانی به تعویق بیندازند. درخواست حمایت، پاسخی سالم به مرحله ای از زندگی است که بسیاری از زنان برای عبور از آن به همراهی دیگران نیاز دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *