وقتی کاهش بیکاری خبر خوبی نیست؛ زنان چگونه از بازار کار ایران عقبنشینی میکنند؟
آمار بازار کار گاهی میتواند در نگاه اول امیدوارکننده باشد و در لایههای زیرین، داستان دیگری تعریف کند. تازهترین نتایج طرح آمارگیری نیروی کار مرکز آمار ایران برای سال ۱۴۰۴ یکی از همین نمونههاست.
نرخ بیکاری جمعیت خانم با سن بیشتر از ۱۵ سال در سال ۱۴۰۴ به ۷.۵ درصد رسیده و نسبت به سال قبل ۰.۱ واحد درصد کاهش یافته است. در ظاهر، این عدد میتواند نشانهای از بهبود بازار کار تلقی شود؛ اما همزمان نرخ مشارکت اقتصادی کشور نیز کاهش یافته و به ۴۰.۶ درصد رسیده است.

پاسخ به این سؤال برای بررسی وضعیت زنان اهمیت دوچندان دارد.
بر اساس دادههای منتشرشده از گزارش مرکز آمار، نرخ مشارکت اقتصادی زنان در سال ۱۴۰۴ حدود ۱۳.۴ درصد بوده است؛ در حالی که این شاخص برای مردان ۶۷.۹ درصد گزارش شده است. نرخ مشارکت زنان در سال ۱۴۰۳ نیز حدود ۱۴.۱ درصد بود؛ بنابراین طی یک سال، مشارکت اقتصادی زنان ۰.۷ واحد درصد کاهش یافته است.
به زبان ساده، از هر ۱۰۰ زن در سن کار، تنها حدود ۱۳ نفر در تعریف آماری بازار کار «فعال» محسوب میشوند؛ یعنی یا شاغلاند یا بهطور فعال در جستوجوی شغل هستند. این در حالی است که برای مردان، نزدیک به ۶۸ نفر از هر ۱۰۰ نفر در بازار کار حضور دارند.
این شکاف فقط درباره تعداد زنانی نیست که شغل دارند؛ مسئله مهمتر، زنانی هستند که اساساً دیگر در آمار بیکاران دیده نمیشوند.

بیکار بودن با خارج شدن از بازار کار یکی نیست
در ادبیات آماری، هر فرد بدون شغلی «بیکار» محسوب نمیشود.
برای قرار گرفتن در جمعیت بیکار، فرد باید بدون شغل باشد و در عین حال برای یافتن کار نیز اقدام کند. اگر فردی پس از مدتی جستوجو از پیدا کردن شغل منصرف شود یا به هر دلیل دیگر به دنبال کار نرود، از «جمعیت فعال» خارج میشود.
در نتیجه ممکن است تعداد افرادی که شغل ندارند زیاد باشد، اما نرخ رسمی بیکاری کاهش پیدا کند.
همین ویژگی باعث میشود نگاه کردن صرف به نرخ ۷.۵ درصدی بیکاری، تصویر کاملی از بازار کار ایران ارائه نکند. بررسیهای مبتنی بر آمار رسمی نیز نشان دادهاند که همزمان با کاهش نرخ بیکاری، سهم جمعیت غیرفعال افزایش یافته و نسبت اشتغال به جمعیت در سن کار کاهش پیدا کرده است.
برای زنان این مسئله اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا نرخ مشارکت آنان از ابتدا بسیار پایینتر از مردان بوده است.

آمار پایین بیکاری زنان الزاماً خبر خوب نیست
فرض کنیم در یک جامعه ۱۰۰ زن در سن کار حضور دارند.
اگر تنها ۱۳ نفر از آنها وارد بازار کار شده باشند، نرخ بیکاری فقط بر اساس وضعیت همین گروه کوچک محاسبه میشود؛ نه تمام ۱۰۰ زن.
بنابراین حتی اگر نرخ بیکاری در میان زنان کاهش پیدا کند، نمیتوان فوراً نتیجه گرفت فرصتهای شغلی زنان بیشتر شده است. ممکن است بخشی از زنانی که پیشتر جویای کار بودهاند، به جمعیت غیرفعال منتقل شده باشند.
این همان نقطهای است که نرخ مشارکت اقتصادی به شاخصی مهمتر برای فهم وضعیت زنان تبدیل میشود.
دادههای سال ۱۴۰۴ نشان میدهد نهتنها فاصله مشارکت زنان و مردان بسیار زیاد است، بلکه نرخ مشارکت زنان نسبت به سال قبل نیز کاهش یافته است.

مسئله فقط «نبود شغل» نیست
یک برداشت ساده از این آمار میتواند این باشد که اقتصاد به اندازه کافی برای زنان شغل تولید نکرده است؛ اما اعداد احتمالاً مسئلهای گستردهتر را نشان میدهند.
خروج از بازار کار میتواند نتیجه مجموعهای از عوامل باشد: از نامتناسب بودن درآمد با هزینه رفتوآمد و نگهداری از کودک گرفته تا محدود بودن فرصتهای شغلی مناسب، نااطمینانی اقتصادی، رکود بخشهای اشتغالزا و دشوارتر شدن ورود دوباره به بازار کار.
با این حال، گزارش آماری بهتنهایی علت خروج هر فرد از بازار کار را اثبات نمیکند؛ بنابراین نسبت دادن افت مشارکت زنان به یک عامل مشخص، بدون داده تکمیلی، دقیق نخواهد بود.
آنچه با اطمینان بیشتری میتوان گفت این است که بازار کار ایران در جذب و حفظ نیروی کار زن با یک مشکل ساختاری مواجه است.
این مسئله نیز پدیدهای محدود به یک سال نیست. بررسی روند سالهای گذشته نشان میدهد نرخ مشارکت زنان که پیش از همهگیری کرونا به محدوده حدود ۱۷ درصد رسیده بود، پس از آن عمدتاً در محدوده ۱۳ تا ۱۴ درصد باقی مانده و نتوانسته به سطوح پیشین بازگردد.

هزینه پنهانی که در آمار بیکاری دیده نمیشود
کاهش مشارکت اقتصادی زنان فقط یک مسئله مربوط به زنان نیست. وقتی بخش بزرگی از جمعیت در سن کار وارد فعالیت اقتصادی نمیشود، اقتصاد نیز از بخشی از نیروی انسانی، تحصیلات، مهارت و ظرفیت تولیدی خود استفاده نمیکند.
به همین دلیل شاید مهمترین پرسش درباره بازار کار ایران این نباشد که «نرخ بیکاری چند درصد است؟
پرسش دقیقتر این است: چند نفر هنوز باور دارند که ورود به بازار کار ارزش تلاش کردن دارد؟
وقتی نرخ بیکاری اندکی کاهش پیدا میکند، اما همزمان مشارکت اقتصادی پایین میآید و حضور زنان محدودتر میشود، جشن گرفتن کاهش بیکاری میتواند بخشی از واقعیت را پنهان کند.
از این منظر، افت مشارکت اقتصادی زنان تنها یک عدد در جدولهای مرکز آمار نیست؛ میتواند نشانهای باشد از اینکه بخشی از ظرفیت نیروی انسانی کشور، پیش از آنکه فرصت تبدیل شدن به اشتغال را پیدا کند، از بازار رسمی کار کنار میرود.
و شاید مهمترین شاخص برای سنجش موفقیت سیاستهای اشتغال زنان در سالهای آینده نه صرفاً کاهش «بیکاری زنان»، بلکه افزایش تعداد زنانی باشد که اساساً امکان و انگیزه ورود و ماندن در بازار کار را پیدا میکنند.
منبع: مرکز آمار کشور



